قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1921
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر خلافت العزيز باللّه كه پنجم خلفاى علويه است در تاريخ حافظ ابرو مسطور است كه ولادت العزيز باللّه به مهديّه بود در سنهء اربعين و ثلث مائه و بيعت خاصهء او در ماه ربيع الآخر اين سال بود و بيعت عامهء او در رجب اين سال واقع شد و عمّ او ، امير حيدر ، عمّ پدرش ابو الفرات و عمّ جدّش با او بيعت كردند و در خلافت به او تسليم نمودند ، و مثل اين معهود نبود مگر از هارون الرّشيد . او آن روز چنان خطبهاى فصيح و بليغ ادا نمود كه خاص و عام خلايق را بگريانيد . بنابراين ، محبت او در دلهاى مردم قرار گرفت و ممالك مصر و شام و مغرب و حجاز در تصرّف او درآمد . و در اين سال ، البتكين مولى بنى بويه از بغداد به شام آمده مردم را به الطايع باللّه عباسى دعوت مىنمود و حسن بن احمد قرمطى به معاونت او با لشكرى عظيم برآمده به وى ملحقّ گشت و البتكين تمامى ولايت شام را متصرّف شد . بنابراين ، العزيز باللّه ، قائد ابو الحسن جوهر را با لشكرى بسيار به دفع البتكين فرستاد . و در ماه رمضان اين سال در حوالى دمشق ميانهء جوهر قائد و البتكين صد و هشتاد مرتبه محاربه شد . آخر الأمر ، ابو الحسن جوهر قائد گريخته به جانب مصر رفت . از تاريخ ابن كثير شامى چنين ظاهر مىشود كه چون قائد جوهر ، البتكين را در دمشق مدّت هفت ماه محاصره كرده كار بر وى به تنگ آورد ، امرا و اعيان البتكين جمع آمده مصلحت چنان ديدند كه به لحسا « 1 » پيش حسن بن احمد قرمطى كس فرستاده از وى مدد طلبند . بنابراين ، حسن بن احمد قرمطى از لحسا با لشكرى عظيم متوجّه شام گشت . چون ابو الحسن جوهر قائد ديد كه اگر در اينجا توقّف نمايد ميانهء دو دشمن عظيم درمىماند ، لاجرم به مجرّد رسيدن حسن بن احمد ، جوهر قائد كوچك نموده به جانب رمله « 2 » روان شد و البتكين از شهر بيرون آمده به اتّفاق حسن بن احمد قرمطى ، جوهر قائد را تعاقب نمود . القصّه ، با پنجاه هزار سوار در كنار نهر طاحونه كه در سه فرسنگى رمله واقع است ، به جوهر قائد رسيد . جوهر قائد خود را به رمله رسانيده به ضبط آن شهر مشغول گشت و البتكين به اتّفاق قرمطى ، جوهر را در رمله محاصره نموده كار به جايى رسانيد كه جوهر قائد در مقام امان خواستن درآمد و تملّق بسيار به البتكين كرد كه او را با مردم او راه دهد كه به جانب مصر مراجعت نموده در پيش العزيز باللّه او را به نيكويى ياد كند . چون در اين باب رسل و رسائل ميانهء جوهر قائد و البتكين آمد و رفت مىكردند ، حسن بن احمد قرمطى از اين معنى خبر يافته ، البتكين را از امان دادن جوهر قائد مانع آمد و در اين باب مبالغهء بسيار مىنمود و مىگفت كه : مدار العزيز باللّه علوى بر جوهر
--> ( 1 ) . لحسا : يا الحسا ، يا حسا همان شهر هجر است كه خرمايش معروف است و مثل « خرما به هجر بردن » مشهور . ( 2 ) . رمله : شهرى است در فلسطين كه در سال هفتصد و شانزده ميلادى به دست سليمان بن عبد الملك بنا گرديد .